کوله بار گناهانم... ارسال شده در 7 آذر 1397 توسط Sh در دلنوشته کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد: ندا امد بر در خانه ام بیا، انقدر بر در بکوب تا در به رویت باز کنم… وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!! هر چه بود باز بود گفتم خدایا …. بر کدامین در بکوبم ؟؟؟؟ ندا امد این را گفتم که… بیشتر » 2 نظر »
آخرین نظرات